بدون عنوان
سلام عشق مامان
چند روز نتونستم بیام برات بنویسم ببخشید گلم البته تقصیر شماست چون که اینقدر بی قراری وگریه میکنی که اصلا اجازه نمیدی بیام . شبا تا صبح همش تو خواب گریه میکنی یعنی نیم ساعتم کامل نمیخوابی هر ده دقیقه گریه میکنی و خواب و ازمون گرفتی صبحم ساعت6 بیدار میشی و کل روزم به زور یکساعت میخوابی و الان 10 روز میشه که هلاک خوابم
وقتی بیدار میشی اول میری بالا سر بابایی و ذوق میکنی
میری رو شکمش میشینی و بوسش میکنی تا بیدار شه الهی من فدای این اداهای تو برم عزیزم
امروز ظهر وقتی اومدم بخوابونمت تشکتو شسته بودم یه پتو برات انداختم که بخوابی دیدم بلند شدی و رفتی سراغ رختخوابا و به زور داشتی یه تشک بزرگ رو در میاوردی من برات درآوردمش و همون جوری تا شده انداختم برات اما تو راضی نشدی و خودت رو زمین پهنش کردی قربونت بره مامانی که اینقدر میفهمی
فردا قراره بریم کلاردشت امیدوارم که دختر خوبی باشی تا هم به تو خوش بگذره هم به ما
عاشقتمممممممممممممممممممممممممم


بدون عنوان
