نازدونه مامان 15 ماهه شد
در پگاهی زیبا گلی شکفت هدیه آورد خنده را به لب تولد دختری زیبا با دستانی باز آغوش کوچکش تکه ای از بهشت پاک و خوب و بی همتا چشمان همه به او لبخند به روی لب ها وای چقدر شاد میکند تولدی مرا یاس و نرگس را به مویش میگذارم به راستی که فرشته ایست مرا دستان کوچکش در هوا مینوازد بهترین ساز را چشمان زیبایش یاد می آورد آسمان را گونه اش گلزاری بی همتا لبانش خوشگل و زیبا پوستش همچون پگاهی زیبا آری او هست ملینا عزیز دل مامانی اینقدر شیرین و خواستنی شدی که اصلا دلم نمیخواد این روزا بگذره هر...
نویسنده :
romina
2:06
اینجام رفتی سراغ کشوهای کابینت
شیطون مامانی با اینکه از دست شما تمام کابینت ها رو کشوهارو با کش بستم به زور رفتی دستت و کردی تو کشو و چاقوها رو درآوردی ...
نویسنده :
romina
17:55
اینجام داری تلاش میکنی که سیم شارژر لب تاب و وصل کنی
وقتی هم که نمیتونستی بزنیش به شارژ جیغ میزدی و گریه میکردی ...
نویسنده :
romina
17:51
کارهای جدیدی که میکنی
میگیم حسین حسین سینه میزنی هرچی میخوری یا خوراکی میبینی میگی به به عاااااشق هندونه ای و تازه یاد گرفتی میگی هن یعنی هندونه این حرکت هم انجام میدی ...
نویسنده :
romina
17:41
پرنده
دو روز تعطیلی عید غدیر رفتیم سمنان خونه خاله بانو بودیم عقد ایمان پسر داییمم بود. خاله اینا یه پرنده خشک شده داشتن که تو وقتی دیدیش اولش حسابی ترسیدی و فرار کردی مام برای اینکه شما نری آشپزخونه سراغ کابینتا پرنده رو گذاشتیم جلوی در آشپزخونه ولی بعداز چندساعت ترست ریخت و رفتی از کنار پرنده رد شدی همش میرفتی نازش میکردی و دیگه داشتی کلشو میکندی اینم پرنده ...
نویسنده :
romina
16:34
اینم یه مدل از خوابیدنت
اینجا داری تلویزیون تماشا میکنی و کانال عوض میکنی
عشق مامان 13 ماهه شد
گل مامان این روزا زیاد وقت نمیکنم بیام برات بنویسم چون حسابی باهم سرگرمیم و وقت نمیشه دیروز اومدم رختخواب رو جمع کنم توام سریع تشک و بالشتو برداشتی و آوردی گذاشتی رو رختخوابا ماشالله خیلییییییییییی باهوشی همه از اینکه یه دخمله یک ساله اینقدر میفهمه و باهوشه درعجبند آشغال اگه رو زمین باشه برمیداری و میگی خیخ و میبری میندازی سطل زباله بعضی از خوراکیا که سفته من یا بابایی میجوییم و میدیم دهنت توام یاد گرفتی هرچی میخوری یه خرده میجویی و میزاری دهن ما دو روزه باز سرماخوردی و دهنت آف زده و لب به غذا نمیزنی الهی مامان برات بمیره دیشب سرسفره لیموتازه برداشتی و خوردی دلت غش رفت و زبونت جزغاله شدکلی گریه کردی ایشالله که مریضی ازت دور شه و...
نویسنده :
romina
12:38
پایان 12 ماهگی
عزیزم 12 ماهگیتم تموم شد و وارد یه دوره جدیدی از زندگیت شدی.دیگه حسابی خانم شدی و عاقل هرچی میگم میفهمی و همه چیز رو میشناسی و حرف مامانی و بابایی رو گوش میدی مامانی و بابایی عاشقتن اینم گلچینی از عکسای 12 ماهگیت ...
نویسنده :
romina
18:12











