عشق مامان و بابا ملینا جونمعشق مامان و بابا ملینا جونم، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

ملینا فرشته کوچولوی من

ماه محرم

1392/9/7 13:05
نویسنده : romina
132 بازدید
اشتراک گذاری

ماه محرم اومده و همه جا سیاه پوش حسینه و همه میرن هیئت و عزاداری بابایی هرشب میره هیئت و من وشما خونه تنهاییم به خاطر اینکه هم هوا سرد شده هم شما چند روزه سرما خوردی و هم ماشالله یه جا بند نمیشی که بخوام جایی برم

از اینکه همش تو خونه ام خیلی دلم گرفته اما از اینکه تورو دارم و من و حسابی از تنهایی بیرون آوردی خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم 

صدای نوحه که میشنوی سینه میزنی دیشب دسته اومد کوچمون بردمت جلوی در اولش سینه زدی و بعدش باصدای طبل میرقصیدی نمیدونستی چیکار کنی آخر

امروز تاسوعا بود و طبق هرسال رفتیم هیئت محل چون که از اون محل نقل مکان کردیم راهمون یکم دور شده دنبال دسته رفتیم . بابایی علامت بلند میکنه وقتی بابایی رو میدیدی کلی ذوق میکردی و بابایی اومد بردت کنار علامت و به علامت دست زدی ولی خیلی گریه کردی و همش غر میزدی منم زود برگشتم خونه 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)