عشق مامان 13 ماهه شد
گل مامان این روزا زیاد وقت نمیکنم بیام برات بنویسم چون حسابی باهم سرگرمیم و وقت نمیشه دیروز اومدم رختخواب رو جمع کنم توام سریع تشک و بالشتو برداشتی و آوردی گذاشتی رو رختخوابا ماشالله خیلییییییییییی باهوشی همه از اینکه یه دخمله یک ساله اینقدر میفهمه و باهوشه درعجبند آشغال اگه رو زمین باشه برمیداری و میگی خیخ و میبری میندازی سطل زباله بعضی از خوراکیا که سفته من یا بابایی میجوییم و میدیم دهنت توام یاد گرفتی هرچی میخوری یه خرده میجویی و میزاری دهن ما دو روزه باز سرماخوردی و دهنت آف زده و لب به غذا نمیزنی الهی مامان برات بمیره دیشب سرسفره لیموتازه برداشتی و خوردی دلت غش رفت و زبونت جزغاله شدکلی گریه کردی ایشالله که مریضی ازت دور شه و...
نویسنده :
romina
12:38
پایان 12 ماهگی
عزیزم 12 ماهگیتم تموم شد و وارد یه دوره جدیدی از زندگیت شدی.دیگه حسابی خانم شدی و عاقل هرچی میگم میفهمی و همه چیز رو میشناسی و حرف مامانی و بابایی رو گوش میدی مامانی و بابایی عاشقتن اینم گلچینی از عکسای 12 ماهگیت ...
نویسنده :
romina
18:12
کارایی که تازه یاد گرفتی
برات آهنگ میخونم میگم قرش بده شما میگی هی هی قرکمرو هی هی دستا به کمر هی هی بلرزونش هی هی اینقدر بامزه میگی که میخوام یه لقمت کنم عااااااشق فلش کارتات هستی و وقتی من فلش کارت ها رو بهت نشون میدم با دقت گوش میدی و نگاه میکنی و تا تموم میشه جیغ میزنی که دوباره بهت نشون بدم و چیزایی که میشناسی و با جیغ زدن بهم میفهمونی وقتی بهت میگم بع بعی میگه بع بع دنبه داری شما با یه ادای خاص و صدای نازی میگی نه نه یه عروسک نی نی داری که خیلی دوسش داری و بغلش میکنی،تکونش میدی و میگی لالا و براش لالایی میخونی و لباستو میزنی بالا و بهش می می میدی بعدش خودت یادت میوفته میدویی میای می می میخوری ...
نویسنده :
romina
18:00








